با آقای عجیب

یه طورایی میتونم بهش مطمئن باشم چون خیلی ریلکسه و هر روز بهم پیام و گزارش میده از یه کار گنده ای که انجام داده. از طرفی نمیدونم تو کله ش چی میگذره و اصلا بعید نیست بعد شش ماه هم نخواد بره مرحله ی بعد و ادامه بده. یه بار بهش گفتم خب نظرت چیه در مورد ما؟ گفت به عنوان زوج؟ گفتم آره...گفت منتظر آخر هفته بودم که ببینمت، این نشانه ی خوبیه. فهمیدم پس احتمالا براش همه چی زود عادی میشه و منتظر همچین موقعیتی هست...اگه نشد بره مرحله ی بعد. 

از جهتی میبینم وقتی در مورد من برا کسی تعریف میکنه، میگه دوستم. بنابراین خیلی نمیشه بهش امید داشت. 

از نظر ساپورتیو بودن بد نیست، مثل اوایل عالی نیست ولی بد هم نیست. از اون مرد خیلی بهتره فعلا. اصلا بعید نیست همینطور کمتر بشه این ساپورت و توجه. گاهی اصلا سمتم نمیاد و تو کارای خودش غرقه، با این که خیلی هم همدیگه رو نمیبینیم و فقط آخر هفته هاست. منم پسیو اگرسیو میشم و میرم تو خودم، میاد بهم میگه خوبی؟ عصبانی هستی از من؟! معلومه اصلا متوجه رفتارش نیست. 

 

گیجم

این آدم فوق العاده عجیبه...

رفتارش ایندفعه خیلی فرق داره... نمیفهمم... حالم از این سردرگرمی و عدم اطمینان خودم به هم میخوره....که همه ش ترس از ترک شدن دارم. اون هم به هیچ جاش نیست...گفته که مدل اجتنابی و جزیره ای هست و خب این آدمها کلا هیچگونه احساسی به کسی پیدا نیمکنند. اینم دقیقا همین مدله و میشه از رفتارش فهمید. 

حیف...چون من بدم نمیومد باهاش ادامه بدم. 

حالم از هر چی رابطه ست به هم میخوره. از هر چی مرد و عشق و علاقه و احساس...