نی نی
چند ماهه که باردارم. خیلی راحت تر و زودتر از چیزی که فکر میکردم انجام شد..آماده ی درمان و اینها بودم یه جورایی. ولی خب خدا رو شکر خوب پیش رفت تا الان.
هنوز به کسی نگفتیم. به پدر و مادرم هم باید بگم. الان کلی استرس میگیرن که ما به کسی نگفتیم تو پارتنر داری، الان بچه رو چطوری بگیم. مشکل خودشوهه...واقعا حوصله ندارم خودم رو درگیر این مسائل بکنم...
ازدواج هم دنبالشیم که انجام بشه. از اینکه این پسر تو بچه داری و این مراحل همراهه خوشم میاد. مطمئنم اگر با مرد قبلی بود، انگار قرار بود با منت همراهی کنه که بچه بیاد... وقتی یادم میاد چطور بودنش با من هم انگار با منت بود و همه جا باید با التماس و به زور میبردمش، حرصم میگیره که چرا اون همه تحمل کردم.
کارم خیلی شلوغه...وقت هیچی ندارم.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 17:37 توسط خدا
|