روزهای آخر
الان استرسم سالم بودن بچه و راحت پیش رفتن زایمانه. از اینکه بعدش چطوری هستیم با این پسر و آیا میتونیم خوب کنار بیایم و وظایف رو تقسیم کنیم یا نه. اینکه دچار افسردگی نشیم و بتونیم از پس روزهای سخت پیش رو بربیایم.
به مادرم گفتم موقع زایمان نیاد و بذاره برا بعدش. چون اون موقع حدس میزنم که احتیاج به استراحت دارم و بودن با بچه و این پسر تنها. امیدوارم پشیمون نشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 22:13 توسط خدا
|